صاحب این وبلاگ تا اطلاع ثانوی تنهاست
-
تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 17:07
شاید فرصتی باشه واسه یکم فکر کردن مخلصیم
میدونی همه کسمه
-
تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 17:07
مثلا یه فرجی شه بعد این پونزده بیست سال کمر دردش خوب شه...بعد این سه چار سال سر دردش...مثلا روزی باشه که نخواد پنهون کنه درد داره....مثلا بقیه هر وقت تک میبیننش نخوان براشون بشه مرهم درد....مثلا همه مشکلا و مشغله های ذهنیش بشه زندگیه خودش...نه که فلانی بچشو میخواد تو 14 سالگی شوهر بدا...فلانی با شوه...
nahsozaman
-
تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 17:07
الان یه جوری دارم پشت سر هم بد میارم حس میکنم خدام میگه ببین نحصی ازت میباره....ینی اگه خودش هوامو نداشت الان اینقد حالم خوب نبود....قشنگ همین روزا که تو فکر پارسال این موقعم باس طوری بشه که باز همه بگن رشتت به درد نمیخوره...بگن راضی نبودن از انتخاب رشتم.....و منو این فکر که واقعا طاقت میارم تا اون ...
از خودم متنفرممممم
-
تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 17:07
اخخخخخخخخ خدا.....امروز باز رخدادی بد تر از دیروز....تو این سراشیبی سوقوط.....این شاید بدترین بود...رنجوندن ادمای دوست داشتنی زندگیت....مثل همیشه....سوالم اینه...چرا من بی ثمر و عذاب دهنده نمیمیرم....خب هدف از خلقت من مگه این نبود که عزیزترینم نجات پیدا کنه از یه بیماری...خو الان به هدف رسیدیم...کم ...
این قصه را هرگز نخوان
-
تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 17:07
این کتاب از دید من خیلی خوب بود....خب....پایان خوب و جالبی نداشت مطمعنا...ولی به نظرم تونست کمی دید بده بهم...اونایی که عاشق رمان عاشقانه ان و عاشق شخصیت های اصلیش میشن باید بخونن این کتاب.... کتاب دوتا نگارش مختلف داره....6 فصل اول از نظر ادبی خیلی خوبه و 9 فصل بعدی از نظر محتوا...داستان اونقدری جذ...
رویا کوچولوی من
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 8:36
بلاخره رویا دیدم.... البته بگذریم از خواب عصر بودنشو مریضی منچقد همه چیز خوب بود خوابم رفتن نداشت برگشتن داشت ابشار داشت ابشار مخفی داشت خونه نو داشت گرچه کوچیک خونه نو مشترک خونه تاب داشت همسایه خوب و دوست داشتنی داشت تو داشت تو داشت تو داشت تو داشت تو داشت اینبار که خواستم بخوابم کمی بیشتر عطر میز...
هفته لعنتی
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 8:36
هفته لعنتی ینی خدا اگه بخواد از میکروب هم سبب میسازه که اونی بشه که باس باشه...خداروشکر شنبه که رفتم به یاری شیگلا جان یکشنبه برگشتم....اصلا درستشم همینه...اونجا میبودم همه رو دق میدادم...گرچه کلا این هفته لعنتی واسه این خونواده اومد نداره...دختر خاله مامان تصادف میکنه...سه روز بعدش مشکلات رحمشو تشخ
واسه رفقای کنکوریم
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 8:36
واسه رفقای کنکوریم یه لحظه یادم به پارسال افتاد...و کل طول تابستون....یکم که فکر میکنم میبینم چقد دور م کنکوریه...سارا خودمون...سارا همکلاسیم تو یونی...سحر دختر خالم...فایزه...مهسا...نجفیان که خب اصلا خبری ازش ندارم...برادر ان گرامی که این ترم سر کلاس ها نیستن درعلی و کاووی .....گویا احمدیان ...خلاص
دوربین عکاسی
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 8:36
درستش همین بود که دوربین های عکاسی فیلم بخورد...از این فیلم های قهوه ای روشن...که بویش دیوانه ات میکند...بعد که بخواهی عکس هایت راهمه جا داشته باشی بایدالبوم هایت را به دوش بکشی...تا ببیند چقدر زندگی کرده ای...اصلا اینطوری همه ادم های دور و برت میفهمیدند چه حجم خاطره سازی کرده ای... حسن دیگر ان دورب
امشب
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 8:36
ساعت پنج و نیم برسی خوابگاه بعد یه روز اعصاب خوردکن...بشینی پای میکروب و انتی بیوتیکا...بعد کلی زور زدن و مقابله با کلی حس خستگی درسو بفهمی...بعد یکی بیاد رو مخت بگه فلانیمون ده روز رفت تو کما و بعد امروز با اینکه گفتن حالش خوبه رفت...چطور میتونی از خاطراتت بیای بیرون؟؟؟ labkhandeh | 22:13 | سه شنبه...
خوش امد گویی امتحانات
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 8:36
خوش امد گویی امتحانات اومممم.یهو دلم خواست بیام بنویسم....از شنبه دیگه امتحانات شروع میشه اولیش که بیوشیمیه...چربی هاشو تاحالا نخوندم...ایشالا میرسم از چارشنبه...اما تا چارشنبه قرار برد هم جانوری بخونم هم نقاشیاشو بکشم هم میکروب بخونم هم شیمی...اما الان حس میکنم یا جانوری یا میکروب یا جفتشونو گند می
:-):-)
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 8:36
جییییییغ....جانوری یه جلسه دیگش مونده...درسته جلسه سنگینیه ولی میرسم ان شا الله....شاید هر درسیمو که خوندم بیام اینجا گزارش بدم....نمدونم....فعلا که جییییییییغ....هورااااااا...قول اول تقریبا زمین خورد labkhandeh | 5:46 | سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
بیوشیمی
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 8:36
اینم از بیوشیمی....ان شا الله یکی از نمرات خوبم میشه
ازمایشگاه شیمی
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 8:36
ازمایشگاه شیمی ازمایشگاه رو هم خوندم....نه با کیفیت قبل.....انا خوب بود..،، قراره باز دور بزنم....ان شالله که خدا کمک میکنه labkhandeh | 6:40 | یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۶
اندیشه
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 8:36
و مرا اندیشه پاس نشدن اندیشه خواهد کشت...... چرا واقعا..،چرا حس میکنم گند خواهم زد...پیلیز دعا کنید فورمی